به گزارش فرارو، آمریکا به شکل در حال افزایش توان نظامی، لجستیکی و پزشکی خود در خاورمیانه است؛ اقدامی که به گفته منابع آمریکایی، با هدف فراهم کردن گزینههای گستردهتر برای دولت ترامپ در صورت تصمیم به تشدید عملیات علیه ایران انجام میشود.
به نقل از یورو نیوز، انتقال نیروهای ویژه، جنگندهها، بمبافکنهای دوربرد، هواپیماهای سوخترسان، تجهیزات پشتیبانی و نیروهای پزشکی به منطقه، نشانهای از آمادهسازی واشنگتن برای سناریوهای مختلف در ادامه درگیری با تهران ارزیابی شده است.
بنا به گزارش والاستریت ژورنال و چند رسانه دیگر از جمله سیانان و واینت اسرائیل، این تحرکات پس از کشته شدن چند نظامی آمریکایی در حملات ایران شدت گرفته است.
مقامهای آمریکایی میگویند هدف اصلی این جابهجاییها، افزایش انعطافپذیری نظامی و دادن گزینههای بیشتر به رئیسجمهور و وزارت دفاع است، نه لزوما آغاز فوری یک عملیات گستردهتر.
در روزهای اخیر نیروهای عملیات ویژه آمریکا از پایگاههای این کشور به منطقه اعزام شدهاند. همچنین چندین اسکادران جنگنده در نقاط مختلف خاورمیانه مستقر شده و بمبافکنهای دوربرد آمریکا در پایگاههای بریتانیا و دیگر مناطق در وضعیت آمادهباش قرار گرفتهاند.
دادههای پروازی نیز نشان میدهد که بمبافکنهای راهبردی بی-یک بار دیگر در مسیر عملیات منطقهای فعال شدهاند. این هواپیماها از مهمترین ابزارهای حملات دوربرد آمریکا به شمار میروند و توانایی حمل حجم بالایی از مهمات دقیق و بمبهای سنگرشکن را دارند؛ قابلیتی که در صورت تصمیم واشنگتن برای حمله به تأسیسات عمیق زیرزمینی ایران، از اهمیت ویژهای برخوردار خواهد بود.
تدارکات پزشکی
همزمان، آمریکا ظرفیت پشتیبانی پزشکی خود را نیز افزایش داده است. بیش از ۱۵۰ نیروی پزشکی جدید به مرکز درمانی منطقهای لنداشتول در آلمان منتقل شدهاند؛ مرکزی که اصلیترین محل درمان نظامیان آمریکایی آسیبدیده در عملیاتهای خاورمیانه محسوب میشود.
انتقال این نیروها در کنار استقرار تجهیزات رزمی، از نگاه تحلیلگران نشان میدهد واشنگتن خود را برای احتمال افزایش شمار تلفات و طولانیتر شدن عملیات آماده میکند.
تقویت حضور دریایی
در بخش دریایی نیز حضور آمریکا در منطقه تقویت شده است.
بر اساس گزارشها، دو ناوگروه هواپیمابر آمریکایی به همراه دهها شناور پشتیبانی، ناوشکنهای مجهز به موشک هدایتشونده و یگانهای تفنگداران دریایی در محدوده فرماندهی مرکزی آمریکا فعالیت میکنند.
این حضور دریایی به واشنگتن امکان میدهد عملیات هوایی، دفاع از متحدان و حفاظت از مسیرهای کشتیرانی در خلیج فارس و دریای سرخ را تقویت کند.
ماموریتهای هوایی
در حوزه هوایی، علاوه بر بمبافکنهای بی یک، جنگندههای پیشرفتهای مانند اف۳۵، اف۱۶ و اف۱۵ ای به منطقه اعزام شدهاند. همچنین هواپیماهای جنگ الکترونیک، شناسایی، هشدار زودهنگام و سوخترسان در حال پشتیبانی از عملیات هستند.
افزایش تعداد هواپیماهای سوخترسان در نزدیکی اسرائیل نیز از دیگر نشانههای احتمال گسترش عملیات هوایی عنوان شده است.
حملات آمریکا هنوز محدود است
با وجود این افزایش توان نظامی، گزارشها حاکی است که حملات آمریکا علیه ایران تاکنون محدود باقی مانده و عمدتا بر اهداف نظامی، زیرساختهای موشکی، مراکز فرماندهی، سامانههای راداری، انبارهای پهپاد و تجهیزات مرتبط با توان دریایی ایران متمرکز بوده است.
فرماندهی مرکزی آمریکا اعلام کرده که حملات با هدف کاهش توان ایران برای تهدید کشتیهای تجاری و مسیرهای دریایی انجام میشود.
در همین حال، مقامهای ارشد دولت ترامپ مواضع تندی علیه تهران اتخاذ کردهاند. مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، اعلام کرده که ایران در صورت ادامه رویارویی، «هزینه سنگینی» پرداخت خواهد کرد.
او مدعی شد که حملات آمریکا بخشهایی از توان دفاعی ایران، از جمله پرتابگرهای موشکی، سامانههای راداری و زیرساختهای صنایع دفاعی این کشور را هدف قرار داده است.
تنشها تنها به خاک ایران محدود نمانده و دامنه درگیری به مسیرهای مهم کشتیرانی منطقه نیز کشیده شده است.
حملات اخیر انصارالله یمن به کشتیهای سعودی در دریای سرخ، نگرانیها درباره گسترش جبهههای درگیری را افزایش داده است. آمریکا معتقد است این گروه تحت حمایت ایران عمل میکند و ورود دوباره آن به بحران میتواند تهدیدهای موجود علیه تجارت دریایی جهانی را افزایش دهد.
حمله به زیرساختها
از سوی دیگر، تهدیدهای دونالد ترامپ درباره حمله به زیرساختهای ایران، از جمله پلها و نیروگاهها در صورت ادامه حملات علیه کشتیها در تنگه هرمز، نگرانیها درباره تغییر ماهیت جنگ را افزایش داده است.
تهران نیز هشدار داده که هرگونه حمله به زیرساختهای غیرنظامی ایران با پاسخ متقابل روبهرو خواهد شد.
بودجه و بحث سیاسی
در سطح سیاسی داخلی آمریکا نیز ادامه جنگ با ایران با بحث و اختلاف نظر همراه شده است. دولت ترامپ خواستار افزایش بودجه نظامی شده و مجلس نمایندگان آمریکا چارچوب بودجهای شامل دهها میلیارد دلار منابع بیشتر دفاعی را تصویب کرده است.
با این حال، برخی قانونگذاران آمریکایی نسبت به هزینههای مالی جنگ، راهبرد خروج از بحران و نقش کنگره در تصمیمگیری درباره ادامه عملیات نظامی ابراز نگرانی کردهاند.
جنگ برای اجبار ایران به مذاکره؟
بر اساس گزارشها، از آغاز درگیری تاکنون دستکم ۱۸ نظامی آمریکایی بر اثر حملات یا حوادث عملیاتی کشته شدهاند و شمار بیشتری نیز زخمی شدهاند. در مقابل، ایران نیز همچنان به حملات موشکی و پهپادی علیه نیروهای آمریکایی و متحدان واشنگتن در منطقه ادامه داده است.
در مجموع، افزایش نیروها و تجهیزات آمریکا در خاورمیانه نشان میدهد واشنگتن در حال آمادهسازی خود برای طیفی از سناریوهاست؛ از ادامه عملیات محدود هوایی و دریایی تا احتمال ورود به مرحلهای گستردهتر از درگیری.
با این حال، مقامهای نظامی سابق آمریکا هشدار دادهاند که افزایش قدرت آتش الزاما به معنای دستیابی به یک راهحل نهایی نیست و ممکن است تنها گزینههای بیشتری در اختیار کاخ سفید قرار دهد.
اکنون مهمترین پرسش این است که آیا این حجم از آمادگی نظامی برای ایجاد فشار بیشتر بر تهران و بازگرداندنش به میز مذاکره استفاده خواهد شد یا مقدمهای برای گسترش جنگی خواهد بود که هزینههای منطقهای و جهانی آن میتواند بسیار فراتر از میدان نبرد باشد.
در همین راستا، نیکول گراجووسکی، پژوهشگر و استاد موسسه مطالعات سیاسی پاریس، در یادداشتی به بررسی این تحرکات پرداخته است.
بر اساس ادعای مطرحشده از سوی گراجووسکی، در طول شب گذشته حجم فوقالعاده و غیرعادی از فعالیتهای نظامی آمریکا به ثبت رسیده است. طبق این ادعا، طیفی متنوع از تجهیزات و نیروها شامل هواپیماهای رزمی، بمبافکنها، تانکرهای سوخترسان، نیروهای عملیات ویژه و یگانهای پشتیبانی پزشکی از خاک اصلی ایالات متحده حرکت کرده و با عبور از ترانزیت هوایی و پایگاههای اروپا، به سمت خاورمیانه در حال جابهجایی هستند.
وال استریت ژورنال در این مورد نوشت: «بر اساس دادههای رهگیری پرواز و اظهارات مقامات آمریکایی، طی هفته گذشته نیروهای عملیات ویژه از پایگاههای خود در ایالات متحده به منطقه اعزام شدهاند. همچنین به گفته یکی از این مقامات، اسکادرانهایی از جنگندهها در سراسر خاورمیانه مستقر شدهاند و بمبافکنها در پایگاههای آمریکا و بریتانیا برای افزایش و گسترش عملیات در حالت آمادهباش کامل قرار گرفتهاند. علاوه بر این، مقام دیگری اعلام کرده است که طی روزهای اخیر بیش از ۱۵۰ نیروی کادر درمان و پزشکی وارد مرکز پزشکی منطقهای لاندشتول در آلمان شدهاند؛ بیمارستانی که مرکز اصلی درمان نیروهای نظامی آسیبدیده در نبردهای خاورمیانه محسوب میشود.
ژنرال بازنشسته جوزف ووتل، فرمانده سابق سنتکام و فرماندهی عملیاتهای ویژه ایالات متحده، تاکید کرد که این افزایش و گسیل نیروها لزوماً به معنای اجتنابناپذیر بودن عملیاتهای بزرگ نظامی نیست. ووتل در این باره گفت: «هدف اصلی در اینجا، اعطای بیشترین میزان انعطافپذیری به رئیسجمهور و وزیر دفاع و همچنین فراهم کردن حداکثر گزینههای ممکن از سوی نیروها برای ارائه به آنهاست.»
نیکول گراجووسکی تاکید میکند که استقرار و نقلوانتقال نیروها لزوماً به معنای اتخاذ تصمیم نهایی برای آغاز یک حمله نظامی گسترده نیست. به باور وی، هدف از چنین جابهجاییهایی در وهله اول ایجاد گزینههای عملیاتی متنوع برای تصمیمگیرندگان سیاسی، تقویت پایگاههای آسیبپذیر آمریکا در منطقه، پشتیبانی از عملیاتهای هوایی جاری و همچنین ایجاد آمادگی لازم برای پاسخ و تلافی احتمالی از سوی ایران ارزیابی میشود.
بخش دیگری از ادعاهای گراجووسکی به وضعیت شکننده توافقات سیاسی اختصاص دارد. وی ادعا میکند که یادداشت تفاهم ماه اسلامآباد عملاً اعتبار خود را از دست داده و حملات متقابل آمریکا و ایران مجدداً از سر گرفته شده است. به ادعای او، ترتیبات محدودی که قرار بود وضعیت تنگه هرمز را تثبیت کند و فضایی برای تنفس و انجام مذاکرات ایجاد نماید با شکست مواجه شدهاند و همین امر باعث شده تا در غیاب یک روند سیاسی و دیپلماتیک مشخص، کارزار نظامی به سمت گسترش بیشتر حرکت کند.
طبق ادعای این استاد دانشگاه، دونالد ترامپ بهطور آشکار تاسیسات «کوه کلنگ» در نزدیکی نطنز را که از مراکز عمیق و حفاظتشده مرتبط با تولید سانتریفیوژ یا غنیسازی محسوب میشود، مورد تهدید قرار داده است. علاوه بر این، گراجووسکی ادعا میکند که احتمال ادامه حملات ایالات متحده به زیرساختهای انرژی و حتی تاسیسات غیرنظامی ایران وجود دارد.
بخش پایانی تحلیل گراجووسکی به نقد هدفگذاری واشنگتن اختصاص دارد. او این سوال را مطرح میکند که قدرت نظامی آمریکا در شرایط فعلی قرار است چه هدف نهایی مشخصی را محقق سازد؛ آیا هدف بازگشایی تنگه هرمز، سرکوب حملات موشکی، نابودی کامل برنامه هستهای، وادارسازی به مذاکره یا تغییر رژیم است؟ به زعم این تحلیلگر، دو طرف وارد یک چرخه تکراری و خطرناک شدهاند که در آن آمریکا برای متوقف کردن حملات دست به تشدید تنش میزند، ایران برای اثبات ناکارآمدی این تشدید تنش تلافی میکند و واشنگتن مجدداً دایره اهداف را گسترش میدهد. در نهایت، وی نتیجهگیری میکند که حتی افزایش شدید نیروها نیز تناقض بنیادی استراتژی آمریکا را حل نخواهد کرد، زیرا نابود کردن حجم زیادی از اهداف لزوماً به معنای دستیابی به یک نتیجه سیاسی پایدار یا حل ریشهای بحران نیست.